با عرض تسلیت سالگرد شهادت جانگداز امام هفتم شیعیان
جهان حضرت موسی ابن جعفر امام کاظم علیه السّلام به
بازدیدکنندگان گرامی شعر زیر به همین مناسبت تقدیم
می گردد.
ماتم موسی بن جعفرقلب را پرخون کند
چهره را از اشک دیده بستر کارون کند
او امام هفتم و مولای خوبان بود چون
ماتمش هر خوب را آشفته و محزون کند
آن بلاهایی که مولا در تمام عمر دید
یاد آن دل را به اندوه و فغان مقرون کند
هر خدا جوی عدالت پیشه وصفش بشنود
فکر شادی را ز سر زاری کنان بیرون کند
هرکه آگاه از غم بسیار عمر او شود
لعن بر منصور و هم هادی و هم هارون کند
هرکه سوزد بر درون آتشین آن امام
تا ابد لعنت به روح سندی ی ملعون کند
هست او باب الحوایج بهر هر درد و غمی
آنچنان کز لطف هر کس را زخود ممنون کند
هرکه از مهر و محبتهای او آگه شود
بهر مهر جانفزایش سینه را کانون کند
هرکه قرآن خوانی او را کنون هم بشنود
هر نوایی را درون سینه اش مدفون کند
جای حیرت نیست کز سوز و گداز داغ او
عارف عاقل چو کار عاشق مجنون کند
هر کسی هرقدر حاجت بیشتر دارد به دل
چون به او روی آورد او لطف را افزون کند
«آبی» اندوه دلش را در عزای بوالحسن
این چنین ابراز با غمنامه ای موزون کند
دوتوضیح : 1- منصور و هادی و هارون سه خلیفه عباسی
همزمان آن امام عزیز بودند 2- سندی ی منفور هم کسی
بوده که در زندان به دستور جانی زمان هارون ملعون به
به آن معصوم مظلوم زهر خورانیده است .
التماس دعا احمد آبی
درپی ماه
من به دنبال ماه می گردم ،دوستان کو کدام سو رفته است
در شبی بس سیاه می گردم ،دوستان کو کدام سو رفته است
در پی ان نگار نور افشان ، با دلی پر ز حسرتی سوزان
با چراغ نگاه می گردم ، دوستان کو کدام سو رفته است
در شبی در دیار تنهایی ،مضطر روزگار تنهایی
با غم واشک وآه می گردم ،دوستان کو کدام سو رفته است
جستجو می کنم همه جاها ، شهرها کوهها و صحراها
راه وهم کوره راه می گردم ، دوستان کو کدام سو رفته است
نه فقط کو به کو به منزلها ، نه فقط سرزده به محفلها
مسجد وخانقاه می گردم ،دوستان کو کدام سو رفته است
بس که دیوانه رخ اویم ، نه فقط روزهاش می جویم
که زشب تا پگاه می گردم ، دوستان کو کدام سو رفته است
« آبی» دل غمین و رخ زردم ، از فراقش زبس که پردردم
دارم از غم تباه می گردم ، دوستان کو کدام سو رفته است
با سخنان طلایی و منطقی ی رهبر معظم انقلاب خطاب به نمایندگان محترم دوره ی نهم مجلس شورای اسلامی دیگر هیچ بهانه ای برای اتهام زنی و قلدر مأابی ی حماسه گونه و بهانه گیری های مغرضانه نسبت به خادمان مخلص دولت خدمتگزار باقی نمی ماند ، تا هم خدشه به آبرو و خدمات صادقانه و خدا پسندانه آنان وارد آورد و هم ایرادهای منطقی ی بعضی نمایندگان منصف و واقع بین و نکته سنج را تحت الشعاع خود قرار دهد که باعث شود بین خادم وخاین فرقی گذاشته نشود ، که موافقان چشم بسته ی دولت تمام حرفهای تمام نمایندگان مجلس را مغرضانه و بی حساب و کتاب و در طرف مقابل مخالفان مغرض دیرینه و پرکینه ی دولت تمام حرفهای نملیندگان سوء استفاده گر مجلس را درست و منطقی قلمداد کرده و با همین بهانه تمام خدمات نظام جمهوری ی اسلامی را انکار کنند و آن را چماقی بر سر تمام دستاوردهای انقلاب اسلامی ی ایران از آغاز تا حال نمایند .
چرا باید یک نماینده ی مجلس بدون هیچ اطلاع و تحقیقی بتواند به هریک از اعضای دولت اتهام وارد کند و هیچ ترسی از خدا و قانون و وجدان خودش و عکس العمل مردم نداشته باشد ؟
این مشکل را باید خود نمایندگان دلسوز ، مردمی ، چاره ساز و خیر اندیش مجلس حل کنند و قانونی وضع نمایند که اگر یک نماینده به خاطر اغراض شخصی و یا احیاناً وابستگی به گروه های مخالف و یا با تطمیع و دیدن چراغ سبز از سوی اربابان خارجی اش و یا برای امتیازگیری از بعضی مسؤلان پرضعف و کم دل و جرءت خواست با طرح مسایل حاشیه ای و بی ربط و یا غیرواقعی باعث بچالش کشیدن دولت و گرفتن وقت مجلس جهت جلو گیری از رسیدگی به مسایل مهمتر و بر طرف کردن ضعفها و ایرادهای واقعی قانون و یا بررسی مسایل مهم دولتی شود ، پس از بررسی کارنامه اش از وی سلب صلاحیت نموده ، جهت محاکمه به قوه قضاییه معرفی شود . تا عبرتی باشد برای دیگران و برای همیشه مجلس از شرّ این گونه افراد راحت شود .
با امید آن روز «آبی»
افتخار دین
ای زینب ای زینب ،ای زینت بابا
ای زینب ای زینب ،ای طینت زهرا
ای وارث بابا ، در همت و غیرت
هم وارث مادر، در عفت و تقوا
ای زینب ای زینب ،ای افتخار دین
کز تو به عالم ماند ، اسلام پابرجا
ای مهربان خواهر ، بهر حسین و نیز
فرمانبری مخلص ، در خدمت مولا
احسنت ای بانو ، بر خطبه های تو
در کوفه و در شام ، آنگونه طوفان زا
کاخ ستم گردید ، از بیخ و بن ویران
کز خطبه هایت گشت ، بلوا در ان برپا
صبر خدا گویی ، همراهی ات می کرد
کز پا نیفتادی ، در روز عاشورا
دشمن اگرچه کشت ، خوبان قومت را
اما به دست تو ، شد در جهان رسوا
«آبی» که چشمش بر ، لطف تو می باشد
لطفی کن و او را ، دریاب در غمها
شورای امنیّت ! نفرین به تو نفرین
ای شوم بد نیّت ! نفرین به تو نفرین
اعضای تو اغلب ، خود عامل جرمند
یا عاملی کامل ، یا شامل جرمند
یا بهر آمریکا ، یک حامل جرمند
تا سود اوگردد ، در هر کجا تأمین
شورای امنیّت ! نفرین به تو نفرین
ای شوم بدنیّت ! نفرین به تو نفرین
ای دسمسک گشته ،در دست آمریکا
ای نوکر پست و، دربست آمریکا
شرمت کجا رفته است؟ ای مست آمریکا
کاین گونه در جرمش ، داری سر تحسین
شورای امنّیت !نفرین به تو نفرین
ای شوم بدنیّت! نفرین به تو نفرین
نفرین به تو نفرین ،ای خاین خاطی
کاین گونه در هرجا ،خودرا کنی قاطی
گه می کنی قیچی ،گه نیز خیاطی
آنسان که آمریکا ، بر تو کند تلقین
شورای امنّیت ! نفرین به تو نفرین
ای شوم بدنیّت! نفرین به تو نفرین
پس تخته کن در را ، ای سازمان ننگ
چون خُلق و خوی خلق ، گشت ازوجودت تنگ
با لاف امنیّت ، دیگر مزن نیرنگ
بر مردم دنیا ،ای شوم زشت آیین
شورای امنیّت نفرین به تو نفرین
ای شوم بدنیّت نفرین به تو نفرین
«آبی » چو دلخورشد، از مکرو جور تو
دیگر نبندد دل ، هرگز به شور تو
او از خدا خواهد ، پایان دور تو
تا پرچمت آید ، از سردرت پایین
شورای امنیّّت !نفرین به تو نفرین
ای شوم بدنیّت ! نفرین به تو نفرین
احمد ابراهیمزاده مشهدی تخلص (آبی (آسمانی) ) ابراهیم زاده ی مشهدی تخلص (آبی (آسمانی)) شاعر ، نویسنده و خواننده و دارای شمّ سیاسی و ذوق فنی و هنری و تحقیقاتی در موارد مختلف و متنوع و دارای مدرک فوق دیبلم مخابرات و کارشناس حقوق(کام من تلخ از همه تلخینه هاست) درد من درد تمام سینه هاست) (این دل تنگ بخون آغشته ام ) زخمی ی تیغ تمام کینه هاست) (اشک من هم در نمود دردها) (بر رخم زنجیری از آیینه هاست) |