درآستانه ی سالگرد میلاد خجسته ی آخرین حجّت خدا صاحب الزمان ،
شریک قرآن ، قاطع برهان و امید منتظران حقیقت جو و عدالت پیشه
مهدی ی موعود (ع)عجل الّاه تعالی فرجه تقدیم می گردد.
دیدگانم خیره خیره بر افق ، بی اختیار
مانده با حالی پریشان و دلی ،بس بی قرار
اشکم از چشمان حیران مانده ،در بهت سکوت
از رخ زردم سرازیر است ، مثل آبشار
آهم از اعماق جان ،حسرت کشان آرزو
درفضا مانند مِه ، دارد خروشی بی حصار
تا که کی ؟ ماه امیدم جلوه گر گردد ز لطف
بهر مشتاقان خود ، در آسمان خورشید وار
گاه با دستان برسر ، خیره بر لولای در
تا بچرخ آیند هر دو ، با امید وصل یار
گاه گاه از پنجره سر می کشم در کوچه ها
تا مگر او یا شبیهش را ببینم در گذار
دل تپان و لرزه بر اندام در شور خروش
با تنی از تب بسوز و ، با رخی از غم نزار
در کدامین راه باید با امید یار رفت
مانده ام حیران و سرگردان هر شهر و دیار
آی ای دریا دلان عرصه ی ایمان وعشق
هـمـّتی بایـد نمـودن با تمـام اقتـدار
رفت باید در پی یاری که وصف صولتش
سینه را قوّت دهد با عزم جزمی استوار
راه را باید به سر طی کرد گر پا خسته شد
جای پا سر را نهاد و رفت با حالی خمار
یا که باید سر به زانوی غم و تنها نشست
خون دل خورد و نمودن گریه های زار زار
تا که شاید جلوه ای از دور یا بوی خوشش
عمر پر درد خزانی را کند بر ما بهار
«آبی» ی آتش بجان از دوری ی صاحب زمان
با نگاهی خونفشان و با دلی امیدوار
روزوشب با خویش گوید با زبان زمزمه :
« آه آه از بی قراری وای وای ازانتظار»
احمد ابراهیم زاده مشهدی (آبی) التماس دعا
احمد ابراهیمزاده مشهدی تخلص (آبی (آسمانی) ) ابراهیم زاده ی مشهدی تخلص (آبی (آسمانی)) شاعر ، نویسنده و خواننده و دارای شمّ سیاسی و ذوق فنی و هنری و تحقیقاتی در موارد مختلف و متنوع و دارای مدرک فوق دیبلم مخابرات و کارشناس حقوق(کام من تلخ از همه تلخینه هاست) درد من درد تمام سینه هاست) (این دل تنگ بخون آغشته ام ) زخمی ی تیغ تمام کینه هاست) (اشک من هم در نمود دردها) (بر رخم زنجیری از آیینه هاست) |