در اولین اقـدام او در صرفـه جویی پرهیـز خلـق شـاد بـود از مژده گویی
هم گفت تصویری زمن باید نچسباند با هیـچ عنـوانی به هتـر دیـوار وکویی
هردم به ابعادی وبا صد جلوه ورنگ بیدار شو هشیار شو با بانگ این زنگ
دیندین درینگی دینگدینگی دنددن دنگ
...........................
صندوق مهری را که بنمودست ایجاد کاری بود نیـکو ز بهـر شوق و ارشاد
هم باعث رفع فساد و انحراف است هم باعـث شوق عروس و نیز داماد
تا کم کند در کوچه ها از لات و الدنگ بیدار شو هشیار شو با بانگ این زنگ
دیندین درینگی دینگدینگی دنددن دنگ
............................
سهم عدالت هم که بر مستضعفان داد دلهایشـان را گرم کرد و خرّم و شاد
بی آنکه دیـنـاری بپـردازنـد بهـرش شد شرکتی از بهترشان اینگونه ایجاد
آری عدالت را چنین بنمود فرهنگ بیدار شو هشیار شو با بانگ این زنگ
دیندین درینگی دینگدینگی دنددن دنگ
............. .................
ای غرق در خواب مرضها یا غرضها شـایـد غـرضهـا نیـز همـراه مرضها
شاید هم اینـک اشتبـاهاً با جهـالت بگـرفتـی او را با کسـانی در عـوضها
افتاده ای دور از حقیقت چند فرسنگ بیدار شو هشیار شو با بانگ این زنگ
دیندین درینگی دینگدینگی دنددن دنگ
..............................
رهبر به پشتیبانی اش بسته کمر را تا رفـع سـازد از سر ایران خطر را
هم از سر ایرانی محروم و مظلوم کوتـاه گردانـد شـر افـراد شـر را
هر چند اندازند در راهش بسی سنگ بیدار شو هشیار شو با بانگ این زنگ
دیندین درینگی دینگدینگی دنددن دنگ
............................
گر خلق هم باشند همچون نیز یارش وزخـائنـان نایـد خلل در هیچ کارش
گردد عدالت درجهان برپا وهمچون گردند تـار و مـار پـای اقـتـدارش
افتادگان بر جان ملت همچو خرچنگ بیدار شو هشیار شو با بانگ این زنگ
دیندین درینگی دینگدینگی دنددن دنگ
............................
« آبی » کمر بسته است بر تحقیر پستان هـم بهـر تحقیـر زخـون خلـق مستان
خواهد که با رهبر و این سرباز راهش آشـفتـه سـازد خـوابهـآی زرپـرستان
بی واهمه از سوختن وز غرق در گنگ بیدار شو هشیار شو با بانگ این زنگ
دیندین درینگی دینگدینگی دنددن دنگ
............................
سروده ی 1384
احمد ابراهیمزاده مشهدی تخلص (آبی (آسمانی) ) ابراهیم زاده ی مشهدی تخلص (آبی (آسمانی)) شاعر ، نویسنده و خواننده و دارای شمّ سیاسی و ذوق فنی و هنری و تحقیقاتی در موارد مختلف و متنوع و دارای مدرک فوق دیبلم مخابرات و کارشناس حقوق(کام من تلخ از همه تلخینه هاست) درد من درد تمام سینه هاست) (این دل تنگ بخون آغشته ام ) زخمی ی تیغ تمام کینه هاست) (اشک من هم در نمود دردها) (بر رخم زنجیری از آیینه هاست) |