1- جام وصل
یارب ز جام وصل ، مست و خرابم کن
وز شرم وصلت نیز ، چون برف آبم کن
در اضطرابستم ، از لحظه ی دیدار
با لطف خود فایق ، بر اضطرابم کن
گر نیستم لایق ، کز محرمان باشم
لطفی کن و جوری ، محرم حسابم کن
2- از دین گسستگی
توی بردل بسته ، و زدین بگسسته ،
نه به انسان مانی
که به این بدکاری ، و شرارت باری
تو به حیوان مانی
نه به حیوان نه نه ، که ز مکّاریها
تو به شیطان مانی
3- مهر وطن
ای مادر مهربانم ای ایران جان
ای گلشن دلستانم ای ایران جان
ای آنکه به دل شکوه و استقلالت
باشند دو آرمانم ای ایران جان
در دامن تو دلم چه تسکین دارد
ای مأمن جسم و جانم ای ایران جان
5- زبان حال بعضی از شاعران
خون دل خوردیم تا شاعر شدیم
از غم آزردیم تا شاعر شدیم
گاه تب کردیم از سوز درون
گاه افسردیم تا شاعر شدیم
یعنی این که تا زمان شاعری
بارها مردیم تا شاعر شدیم
سروده احمد ابراهیم زاده مشهدی(آبی)
بنام خدای قادر متعال
سیاست خارجی انفعالی ایران در قبال درگیریهای داخلی سوریه واقعاً مایه ی تاسف است. با اینکه هدف دشمنان خارجی و داخلی ی سوریه فقط به خاطر مخالفتش با اسراییل و کمک به حزب اله بوده است و حزب الاه هم مورد تأیید و حمایت ایران می باشد بی تفاوتی نسبت به مشکلات سوریه به صورت عملی و تنها اکتفا به شعار و اظهار تأسف هیچ مشکلی را حل نمی کند . و این یعنی شاهدی بی تفاوت بودن در سربریده شدن دوست به دست دشمنی که به همان اندازه نیز دشمن خودمان می بلشد .و سربریدن ما هم از آرزوهای دیرینه وی می باشد .
چرا سیاست خارجی ایران حتی دیپلماسی فعالی را در این زمینه به اجرا در نمی آورد ؟
چرا وزارت امور خارجه اعتراض خود را به خباثتهنای رهبران ترکیه و عربستان با احضار نمایندگان و سفرایشان اعلام نمی کند و حتی با این دو رژیم به بهانه ی مسایل اقتصادی و عتباتی رابطه ی حسنه هم دارد. چرا لا اقل به همان اندازه که نمایندگان آمریکا و اسراییل و کیش شدگان ایشان مثل ترکیه و عربستان و خودفروختگان دیگری از این قماش در صدد جلب رضایت چین و شوروی برآمده اند و پاشنه ی در این دو کشور را از جا درآورده اند ما نباید در جذب آنها و یا کشورهای اسلامی و یا اعضای کشورهای غیر متعهد فعالیت داشته باشیم البته نه به صورت دیپلماسی بی حالی که تا حالا متأسفانه داشته ایم بلکه به صورت دیپلماسی فعالی که بتواند دشمن را با منطق خودش مات کند که البته این ممکن نیست مگر اینکه آن را صادقانه تر و روانشناسانه تر و درعین حال منطبق با اصول جامعه شناختی پیاده کنیم . و سعی کنیم خودمان را هیچ موقع پیش دشمن خراب نکنیم که برای این کار باید از ابتدا سنجیده گفتن و نیز سنجیده عمل کردن را ملاک کارمان قرار دهیم تا مجبور نشویم بار دیگر حرفمان را به شکل دیگری بیان کنیم و یا خدای نخواسته آن را پس بگیریم و عقب نشینی کنیم . البته در جایی هم که منطقاً به خاطر ندانم کاری و اشتباهمان محکوم می شویم باید اشتباه خود را بپذیریم و یک دندگی به خرج ندهیم . چون ممکن است این در کوتاه مدت یک دشمن فردی را به دلهره و عقب نشینی وادارد ولی در بلند مدت به حیثیت خودمان لطمه می زند و بر تعداد و جسارت دشمنانمان می افزاید .
ما برای اینکه بتوانیم سازمان کشورهای اسلامی را در جهت کسب منافع مسلمین به حرکت درآوریم ابتدا باید برنامه و کارنامه ای غیر قابل ایراد ارایه کنیم .و سپس نسبت به مکارترین و خطرناکترین عضوی که می خواهد بین سازمان در جهت منافع نامشروع امپریالست اخلال ایجاد کند افشاگری نموده و به هر نحو شده از سازمان بیرونش کنیم و گرنه همیشه چنین عضوی در صدد اشکال تراشی و برهم زدن برنامه سازمان می باشد.
مثلاً اگر بخواهیم یک سازمان بین المللی اسلامی متحد داشته باشیم . اعضایی مثل عربستان و ترکیه و قطر اگر درآن عضو باشند هر گز کار پیش نمی رود . و از نادانی است که بخواهیم به وجود چنین اعضایی کارمان را پیش بریم. و فکر کنیم با دست دادن و دوست خطابشان کردن دیگر ازین رو به آن رو می شوند.و همه چیز درست می شود.
واقعاً مایه تأسف است که در عین حال که اعلام می کنیم اسراییل باید از میان برداشته شود و اسراییل را در برابر کاری انجام نشده نسبت به خود تحریک می کنیم و به عکس العمل وادار می نماییم با کشورهایی که همه جا پل پیروزی ی اسراییل هستند رابطه ی حسنه برقرار می کنیم . در صورتیکه سیاست مبارزه ی درست اینست که اول باید پل پیروزی دشمن را خراب کرد .سپس او را محاصره نموده و تا آخرین لحظه نباید او را از زندگی نا امید کرد و گرنه با چنگ و دندان هم که شده به مبارزه ادامه می دهد .
و نیز کمک اقتصادی به کشور چند چهره ای مثل افغنستان که در عین ادعای دوستی با ایران با آمریکا قرارداد واگذاری پایگاه نظامی امضا می کند ،بدون گرفتن هیچ تعهد و تضمینی نسبت به همکاری نکردن با آمریکا باعث کم شدن بار مسؤلیت آمریکا و محکم کردن زیرپایش می شود .
البته اگر کمک اقتصادی پایاپای و با حسابگری ی تمام جوانب باشد ایرادی ندارد .ولی اگر بلا عوض و یا کم عوض باشد کمک به دست نشانده ی آمریکا محسوب می شود .که کار درستی نیست. و کمک به دشمن و ضرر به خود است.
البته این مطالب که با عجله و از شدت جوش و خروش درونی به صورت بهم ریخته تقدیم می گردد یک نکته از هزار نکته است و چون می دانم این مطالب به گوش دست اندر کاران وزارت امور خارجه نمی رسد و اگرهم برسد با توجه به تماسهای تلفنی که تا کنون چند بار داشته ام اطمینان ندارم گوششان بدهکار باشد ، ختم کلام می کنم .
به امید آنکه شاهد تغییر و تحولی اساسی در وزارت امور خارجه باشیم. التماس دعا
آشفته
چه آشفته ام چه آشفته ، زغمواژه های ناگفته
در این سینه ی پر از خونم ، چوگلهای سرخ نشکفته
چه آشفته ام چه آشفته ، در اوضاع نابسامانم
ازین طبع بی امان جوشان ، وزین بخت دایماً خفته
یقینم شد از بساط خویش ، من سینه پرغم دلریش
که در بزم روزگارستم ، طفیلی ی ناپذیرفته
من ندانم چه کنم
من ندانم چه کنم این همه غمهای درون را
تا ز مردن برهانم دل یک پارچه خون را
نه کسی همدل و دردست دراین کوی قساوت
نه رهی بهر رهاییست من بخت نگون را
زین همه غم که ز بد خویی ی یاران شده بارم
باید آخر بگزینم ره هموار جنون را
شرط وحدت اسلامی
مسلمانان به صرف ادعاتان
نگیرد دستهاتان را خداتان
صداقت باید و ایمان و کوشش
و وحدت بهر تکمیل قواتان
که دنیا را سرای فتح سازید
که دشمن خاک گردد زیر پاتان
غزلک
وصف رخسارش دلم را آب کرد
شوق دیدارش مرا بیتاب کرد
لحظه های تلخ و جانسوز فراق
پاک بیزارم ز خورد و خواب کرد
من ندارم منتی بر هیچکس
روح مشتاقم چنین ایجاب کرد
حیله ی زن
زن اگر حیله کند بر مرد
کند او را ز خودش دلسرد
پس ازان شوهر بیچاره
دلش آکنده شود از درد
زندگی گر بود اینگونه
شادمانی شود از آن طرد
سروده احمد ابراهیم زاده مشهدی (آبی)
آشفته
چه آشفته ام چه آشفته ، زغمواژه های ناگفته
در این سینه ی پر از خونم ، چوگلهای سرخ نشکفته
چه آشفته ام چه آشفته ، در اوضاع نابسامانم
ازین طبع بی امان جوشان ، وزین بخت دایماً خفته
یقینم شد از بساط خویش ، من سینه پرغم دلریش
که در بزم روزگارستم ، طفیلی ی ناپذیرفته
من ندانم چه کنم
من ندانم چه کنم این همه غمهای درون را
تا ز مردن برهانم دل یک پارچه خون را
نه کسی همدل و دردست دراین کوی قساوت
نه رهی بهر رهاییست من بخت نگون را
زین همه غم که ز بد خویی ی یاران شده بارم
باید آخر بگزینم ره هموار جنون را
شرط وحدت اسلامی
مسلمانان به صرف ادعاتان
نگیرد دستهاتان را خداتان
صداقت باید و ایمان و کوشش
و وحدت بهر تکمیل قواتان
که دنیا را سرای فتح سازید
که دشمن خاک گردد زیر پاتان
غزلک
وصف رخسارش دلم را آب کرد
شوق دیدارش مرا بیتاب کرد
لحظه های تلخ و جانسوز فراق
پاک بیزارم ز خورد و خواب کرد
من ندارم منتی بر هیچکس
روح مشتاقم چنین ایجاب کرد
حیله ی زن
زن اگر حیله کند بر مرد
کند او را ز خودش دلسرد
پس ازان شوهر بیچاره
دلش آکنده شود از درد
زندگی گر بود اینگونه
شادمانی شود از آن طرد
خوبست اردوغان به خاطر آورد وقتی در خارج از ترکیه در اعتراض به کار رژیم صهیونیستی حرفهایی در شأن این رژیم غاصب زد چقدر بین مردم ترکیه محبوبیت پیدا کرد که در استقبالش در هنگام برگشت به ترکیه با انکه نیمه شب و هنگام سحر بود فرودگاه پر از جمعیت شده بود و با حرفهایی که قبل از آن و بعد از آن در مورد اسراییل زده بود داشت کم کم به یک قهرمان ضد اسراییلی تبدیل می شد . که بعدآ مشخص شد آن حرفهارا در حالت غیرطبیعی زده است و حاصل رؤیاهایی سوداگرانه او را چنان غرق تاب و تب کرده بوده است که این هذیانهای خارج از کنترلش طبیعی می نموده است ( البته اگر این صحنه سازیها و دعواهای زرگری به توصیه سازمان سیای آمریکا و یا موساد اسراییل نبوده باشد که چه بسا آنها این نقشه هارا به بخاطر بالابردن محبوبیت افراد زیادی تا کنون بکار گرفته اند ) و اکنون که به حالت طبیعی برگشته است و فهمیده است چه جسارتهایی به دوست صمیمی اش یعنی رییس رژیم صهیونیستی کرده است ، در جبران آن حاضر است به هر جنایتی دست بزند تا قلب اربابش آمریکا و سگ پاسدارش اسراییل شاد شود و آن خاطره های دلگیر کننده را از یاد ببرند و به همین جهت بهترین کاری که به نظرش رسیده است این است که با دشمن رودر روی او یعنی سوریه در بیفتد و همپای عربستان این کشور وهابی ی ضد اسلامی که با در اختیار داشتن خانه کعبه نام کشور اسلامی را یدک می کشد و بیشترین سهم را در بین کشورهای اسلامی در جهت پاسداری از اسراییل دارد با تمام توان همکاری کند و درصدد تویطیه چینی برآید که از یک طرف مخالفان دولت سوریه را مسلح و تحریک به بلوا و آشوب کند و از طرف دیگر با بزرگتر وانمود کردن آن آشوبها از آنچه که هست افکار بین المللی را برضد دولت انقلابی ی بشار اسد تحریک کند تا تشنه گان خون پاسداران حریم اسلام و آزادی ی فلسطین مثل گرگهای هار از همه طرف به آن حمله ور شوند .وپس از آن هم در صدد خرابکاری و حمله به کشورهای دیگر برآیند . و با نقشه های شومشان کم کم انقلابات اسلامی منطقه را از مسیرش منحرف و به فساد بکشند و سپس باز خود با بزگتر کردن انحرافات و به رخ کشیدن آن تیر خلاصی را به پیکر اسلام بزنند. که البته امیدوارم در نرسیدن به چنین آرزوی خامی خشم روزافزون خداوند نابودشان سازد .
درعین حال نقشه ی اردوغان با همدستانش چنین است و باز برای اینکه بتواند مردم هشیار و انقلابی ی خود را کنترل کند و قدمهای آنهارا نسبت به عکس العمل انقلابی علیه خود سست گرداند .ظاهراً به بهانه داد و ستد اقتصادی رابطه ی دوستی با ایران که از همسنگران سوریه در مبارزه بر ضد اسراییل می باشد ، برقرار کند .
لذا خوبست دولت ایران با صرف نظر کردن از منافع اقتصادی ی زود گذر اگر صلاح می داند دست به افشاگری و رو کردن پرونده رژیم منافق فعلی ی ترکیه بزند و یا حد اقل اعتراض علنی خود را نسبت به خیانتهای وی خطاب به ملت ترکیه ابراز نماید تا کارهای ضد اسلامی و ضد سوریه ای اردوغان توجیه شرعی و انقلابی پیدا نکند. و ملت ترکیه در تصمیم انقلاب ی خود مصممتر عمل کنند . و نیز خوبست که دولت ایران رهبران اسلامی ی مخالف دولت فعلی ی ترکیه را به عنوان رهبران ملت ترکیه معرفی نموده از آنان حمایت همه جانبه نماید (البته با بررسی ی تمام جوانب منطقه ای و فرا منطقه ای )نه از اردوغان که رسوایی رفتار منافقانه اش در عالم طنین انداز شده است .
ا
والسلام احمد ابراهیم زاده «آبی»
احمد ابراهیمزاده مشهدی تخلص (آبی (آسمانی) ) ابراهیم زاده ی مشهدی تخلص (آبی (آسمانی)) شاعر ، نویسنده و خواننده و دارای شمّ سیاسی و ذوق فنی و هنری و تحقیقاتی در موارد مختلف و متنوع و دارای مدرک فوق دیبلم مخابرات و کارشناس حقوق(کام من تلخ از همه تلخینه هاست) درد من درد تمام سینه هاست) (این دل تنگ بخون آغشته ام ) زخمی ی تیغ تمام کینه هاست) (اشک من هم در نمود دردها) (بر رخم زنجیری از آیینه هاست) |